مجتمع غيرانتفاعي آموزش

Home Up آموزش پرورش تاریخچه

 

باسمه تعالی

نگرشي بر مسئله غيبت

بر گرفته ازكتاب، جلوه هاي پنهاني امام عصر عليه السلام

 

كِي شود يا رب امام منتظر مهدي  بيايد

آن  ولي الله  غايب  از  نظر  مهدي بيايد

در دل ما آرزويش ، بر لب ما گفتگويش

چشم محرومان بسويش،كي ز‌ِ ‌درمهدي بيايد

 

يكي از موضوعات بسيار مهمي كه از دوران زندگي پيامبر گرامي اسلام، صلي الله عليه و آله در جامعه اسلامي مورد بحث و گفتگو بوده است ، موضوع غيبت حضرت مهدي عليه السلام ـ آخرين وصي و جانشين آن حضرت ـ است .

 از آنجايي كه اين موضوع از نظر پيامبر اكرم صلي ا... عليه وآله و ائمه معصومين عليهم السلام، داراي اهميت فراوان بوده است ، روايات و آثار زيادي از آن حضرت در اين رابطه رسيده ، كه از حيث كثرت در حد تواتر و بلكه مافوق آن است ؛ بطوري كه از صدر اسلام تاكنون هزاران اثر و نوشته علمي ، تاريخي وحديثي ـ حتي قبل از تولد آن حضرت ـ توسط علما ودانشمندان اسلام اعم از شيعه و سني درباره غيبت و مسئله مهدويت در اسلام ، به رشته تحرير درآمده است. (2)

 هر يك از دانشمندان اسلامي، از زاويه اي خاص اين موضوع را تجزيه و تحليل كرده ، و گوشه اي ازآن را بيان نموده اند .

با توجه به مضمون آيات و روايات ، حجج الهي به امر خدا ، به هدايت و ارشاد مردم مي پردازند و اوامر و نواهي خداوند را به مردم مي رسانند و راه رسيدن به سعادت و كمال را به مردم ارائه مي دهند. اين امر مشروط به حضور ايشان در ميان مردم است . حال اين سؤال مطرح مي شود كه اگر اصل اوليه و قانون كلي اين است كه، حجت هاي خدا و رهبران معصوم عليهم السلام در ميان مردم باشند ، پس موضوع غيبت و عدم حضور بعضي از حجج خدا در ميان مردم، كه در گذشته نسبت به بعضي پيامبران و اوصيائشان واقع شده است و هم اكنون نيز جامعه بشري  با غيبت آخرين ذخيره خدا حضرت مهدي عليه السلام مواجه است ، چگونه تفسير و توجيه مي شود ؟

در پاسخ به اينگونه  سؤالات بايد گفت : خداوند متعال، پيامبران وفرستادگان خويش را براي هدايت و ارشاد مردم به ميان آنها فرستاده تا مردم را به سوي كمال و سعادت  ابدي رهنمون شوند . بديهي است كه پيامبران و رهبران الهي اين وظيفه مهم را به نحو احسن انجام داده اند . لكن از آنجايي كه سنت خدا بر اين است كه سر نوشت هر قوم و ملتي را به دست خود آنها تغيير دهد (3) ، اين خود انسانها هستند كه باعث تغيير سرنوشت خودشان مي شوند .

اگر آنها حجتهاي الهي را پيروي نموده و راه راست و مستقيم آنان را دنبال كنند و سرنوشت دنيا و آخرت خود را در اين آزمايش بزرگ الهي بر اساس اجراي اوامر و نواهي خدا در راستاي نيل به سعادت و كمال مطلوب دگرگون سازند ، در زمره دوستان و اولياء خدا قرار مي گيرند و اين امر ممكن نيست مگر با تبعيت و پيروي كامل و بيچون و چرا از فرستاده خدا ؛ چناچه قرآن كريم اين حقيقت مهم را بيان كرده است و مي فرمايد :

«  اي پيامبر بگو اگر خداي را دوست مي داريد از من پيروي كنيد تاخدا نيز شما  را دوست بدارد ،.و گناهانتان را ببخشايد » (4)

 اين جاست كه به خوبي روشن مي شود، علت و سبب اصلي غيبت پيامبران خدا ، مانند: حضرت ادريس ، يوسف ، موسي و عيسي عليهم السلام در يك چيز خلاصه مي شود . و آن عدم تبعيت مردم از آنان بوده است ؛ كه زمينه را براي غيبت پيامبران و رهبران الهي موجب گشت (5).

بطور حتم اگر امت اسلام نيز در تمام زمينه ها به نحو احسن از پيامبر گرامي اسلام صلي ا... عليه وآله تبعيت مي كردند و سفارشات مؤكد آن حضرت را در مورد تبعيت از قرآن و اهل بيت بكار مي بست ، كار بجايي نمي رسيد كه اولياء خدا و پيشوايان معصوم از اهل بيت پيامبر يكي پس از ديگري بدست ناپاكان امت كشته يا مسموم شوند ،و سرانجام خداوند متعال نيز به جهت ناسپاسي امت اسلام ، غضب نموده و از حضور آخرين حجت و ولي خويش در ميان مسلمانان كراهت داشته باشد و او را از ديدگان مردم مستور بدارد .

 اينجاست كه بايد اين حقيقت را براي همه پويندگان راه حق بيان داشت كه، اگر سايه شوم سقيفه بر سر مردم مسلمانان سايه نمي افكند ،هرگز پهلوي فاطمه زهرا شكسته نمي شد ، علي عليه السلام امام و رهبر منتخب الهي، بيست و پنج سال در خانه نمي نشست ، بلاد مسلمانان جولانگاه افرادي مانند، معاويه و عمروعاص نمي گرديد ، ماجراي دردناك كربلا رخ نمي داد  و غيبتي اين چنين طولاني و حزن آور براي امام زمان عليه السلام بوجود نمي آمد .

 ما نيز به نوبه خود بايد علل و عوامل غيبت را بررسي كرده و تا جايي كه امكان دارد در رفع آن بكوشيم و از خداي منان بخواهيم كه زمينه و مقدمات فرج آن حضرت و ظهور عدل گسترش را فراهم فرمايد .

علل و اسباب غيبت:   

در موردعلل و حكمتهاي غيبت آخرين حجت الهي ، بايد به موارد زير اشاره كرد :

1-     جريان سنن پيامبران خدا در حضرت مهدي عليه السلام

يكي از علل و اسباب غيبت امام زمان عليه السلام كه در روايات معصومين عليهم السلام آمده، اين است كه موضوع  غيبت در اسلام چيز جديد و بي سابقه اي نيست ؛ بلكه اين امر در اُمم پيشين نيز به صورت يك سنت الهي جريان داشته است .  از طرفي خداي متعال با ارسال پيامبران براي هدايت مردم حجت را بر همگان تمام كرده و راه هر گونه عذر و بهانه جويي را بر افراد لجوج و بهانه گير بسته است .

 از طرف ديگر پيامبران خدا ، تمام تلاش و كوشش خويش را براي هدايت و ارشاد مردم بكار برده و در اين راه مصائب و مشكلات فراواني را متحمل مي شوند و بدون كمترين توقع و چشم داشتِِِِِِِ اجر و مزد ، مردم را بسوي خدا دعوت مي‌كردند. متاسفانه مردم بر اثر جهل و ناداني بناي مخالفت با پيامبران خدا را مي‌گذاشتند و آنچنان عرصه را بر آنان تنگ مي‌كردند كه در بعضي مواقع آنها چاره اي جز اختفا و غيبت نداشتند ،  به همين جهت براي مدتي از نظر مردم غايب مي‌شدند .

 

2-     همگوني غيبت حضرت مهدي عليه السلام با غيبت انبيا ء گذشته

امام سجاد عليه السلام مي فرمايد :

خداوند متعال در قائم ما سنت هايي از سنن انبياء گذاشته است . سنتي از آدم ، سنتي از نوح ، سنتي از ابراهيم ، سنتي از موسي ، سنتي از عيسي ، سنتي از ايوب و سنتي از محمد عليهم السلام .

و اما سنتي كه از آدم ونوح در آن حضرت است ،طول عمر مي باشد . سنتي كه از ابراهيم است ، مخفي بودن ولادت و كناره گيري از مردم است . و سنتي كه از موسي است ، نا امني و غيبت است و سنتي كه از عيسي در اوست ، اختلاف مردم درباره وي مي باشد و سنتي كه از ايوب دارد، رسيدن فرج بعد از گرفتاري است و سنتي كه از محمد صلي ا... عليه و آله دارد ، قيام وخروج با شمشيرمي باشد .  (6)

با توجه به همگوني علل غيبت امام زمان عليه السلام با علل غيبت بعضي از پيامبران بزرگ خدا چنين نتيجه مي گيريم :

 همانطوركه روي كار آمدن ظالمين و ستمگران در امت هاي گذشته سبب غيبت و اختفاي عده اي از پيامبران خدا شده است ، براي حضرت مهدي عليه السلام در امت اسلام نيز  سبب غيبت مهيا است .

درميان امت اسلام، بعد از آن كه مسلمانان سفارشات اكيد پيامبر اكرم را ناديده گرفتند ،منافقين ظاهر شده و اسلام نو پا را از ريشه بر كندند و......تا سرانجام دوران سخت غيبت آخرين امام آغاز شد .

1-     خوف از كشته شدن

با توجه به آيات و روايات اين نكته استفاده مي شود كه انسان بايد تا سر حد امكان خطرجسمي و خطر آبرو ودر نها يت خطر مرگ را از خود دور سازد و بدون جهت خود را به كشتن ندهد. 

يكي از علل و اسباب غيبت حضرت مهدي عليه السلام، كه در روايات اهل بيت بيان شده است، خوف از كشته شدن است .

 بعضي خوف را به معني ترس، ترجمه كرده اند كه در مورد حضرت مهدي عليه اسلام اين كلمه، كلمه سخيفي است .

با مراجعه به كتابهاي لغت مي بينيم ، خوف در برابر كلمه أمن يعني نا امني مي آيد، در حالي كه ترس ترجمه كلمه جُبْن مي باشد. بنا بر اين خوف به معني ترس نيست ، بلكه به معناي نداشتن امنيت است.

در عصر غيبت امام زمان عليه السلام، احساس نا امني مي كند و بنا به حكم عقل سليم كه حفظ جان بر هر كس واجب است ، بر او نيز كه گل عالم خلقت است وكارهايي بس مهم در پيش دارد اين سنت عقلي جاري است .

چنانچه شيخ صدوق رحمه ا ... از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود :

براي قائم، پيش از آنكه قيام نمايد غيبتي است ! عرض شد . چرا ؟

امام عليه السلام فرمود: براي آنكه خوف از كشته شدن دارد.

اين نداشتن امنيت و تامين حياتي براي حضرت مهدي ، از زمان حكومت بني العباس شروع شد . زيرا‌ سردمداران حكومتهاي عباسي بر اساس رواياتي كه از رسول خدا و ائمه هدي شنيده بودند ، مي دانستند كه از خاندان پيامبر و از فرزندان اميرالمؤمنين وحضرت فاطمه عليهم السلام شخصي به وجود خواهد آمد، كه بساط حكومت ستمگران و جباران به  دست وي برچيده خواهد شد. و نيز به آنها رسيده بود كه آ‌ن شخص فرزند يازدهمين امام معصوم - امام حسن عسكري عليه السلام- است . لذا در مقام كشتن وي بر آمدند و تمام مكر و نيرنگهاي خود را در اين زمينه به كار گرفتند .

لكن خداوند متعال با تدبير حكيمانه خويش كه به دست امام حسن عسكري عليه السلام جاري ساخت، نقشه هاي شوم آنها را نقش بر آب كرد،تا آخرين باقيمانده از حجتهاي الهي باقي بماند،تا روز موعود فرا رسد.

 ( آل عمران/ 54 )

غيبت، بندگان ، امتحان الهي

يكي ديگر از حكمتهاي غيبت امام زمان عليه السلام، آزمايش و امتحان مردم و شيعيان است .

 امتحان و آزمايش بندگان طبق آيات و روايات اسلامي، يكي از سنت هاي الهي و وسيله اي براي ظهور كمالات و استعداد هاي دروني انسان است ، كه شخصيت افراد و درجه ايمان و صبرو استقامت آنها را در مقام اطاعت از اوامر خداوند و رسول او روشن مي كند. 

طبق روايات و اخبار رسيده ، امتحان مردم به وسيله غيبت امام زمان عليه السلام ، از شديد ترين امتحانهاست .

ابن عباس از پيامبر اكرم صلي ا... عليه وآله، نقل مي كند كه فرمودند:

« علي ابن ابي طالب ، امام و جانشين من بر امت من است ، و از فرزندان علي است ، همان قائم منتظري كه زمين را پر از قسط و عدل مي كند ، همان طور كه پر از جور و ستم شده باشد ».

آن گاه حضرت فرمودند:

سوگند به خدايي كه مرا به حق مبعوث داشته و بشارت دهنده قرار داده است، كساني كه در زمان غيبت آن حجت خدا بر قول و اعتقاد به امامت وي ثابت بمانند، از كبريت احمر كمياب ترند .

سپس جابر بن عبدالله انصاري بلند شد و عرض كرد: آيا براي قائم عليه السلام غيبتي است؟

حضرت فرمودند: آري، به خدا سوگند ( وليمحص الله الذين آمنوا ويمحق الكافرين)

                                                                                                ( آل عمران / 141 )

تا خداوند بندگان با ايمان را با امتحان خالص كرده و كافران را نيست و نابو د گرداند .

چگو نگي حفظ ايمان در دوران غيبت

در دوران اندوهناك غيبت آخرين حجت خدا و ذخيره الهي در زمين، ظاهر فريبنده امور دنيوي يكي پس از ديگري جلوه گر مي‌گردد، و دل افراد را فريفته و اسباب گوناگون گناه و معصيت را بيش از پيش فراهم و در دسترس آنها قرار مي دهد .

تنها راه رهايي در دوران سخت غيبت، پناه بردن به كهف حصين و قلعه محكم خدا ، حضرت مهدي عليه السلام است .

در اين دوران كه همگان به دنبال سراب سعادت به هر جا  سر مي‌كشند، راه اصلي و صراط مستقيمي را كه پيامبر اكرم در تمسك به اهل بيت عليهم السلام نشان داده است  ، از ياد رفته و آن را كنار گذاشته اند .

اما كساني كه در دوران سخت غيبت به اين حبل الهي چنگ زده و بر ياري و محبت امام عصر عليه السلام قدم برداشته و خود را با او آشنا ساختند، اين نكته را به وضوح يافته اند، كه راه سعادت و بندگي حقيقي خدا، در آشنايي و اطاعت و خدمتگذاري به امام زمان عليه السلام است .

 ايشان راسخ و استوار در اين مسير گام برداشته و در لحظه به لحظه آن، كلام رسول خدا را مبني بر تمسك به ثقلين آويزه دل و چشم و گوش خود قرار داده اند .

و ما نيز بايد اينگونه باشيم .

اينجاست كه مي توان به گوشه اي از فوايد وجودي امام عصر عليه السلام پي برد، كه شيعيان و دوستان آن حضرت چگونه در سايه وجود پر بركت ايشان احساس آرامش و امنيت مي كنند.

وجود شخصيتي بزرگ و معصوم كه آگاه از حال مردم است، در ميان افرادي كه اعتقاد به امامت و رهبري وي دارند، و او را از هر كس ديگر نسبت به خود، نزديكتر و دلسوزتر دانند،موجب دلگرمي و قوت روحي براي رهروان طريق هدايت است، كه هر نوع ياس و نا اميدي را از بندگان خدا و شيعيان وي دورساخته و آنها را به آينده اي روشن اميدوار مي كند. و به اين دليل آنها هر صبح و شام چشم انتظار ظهور اويند و توفيق درك حضور حضرتش را از خداوند درخواست مي كنند

    به عبارت ديگر وجود امام نقطه اتكايي است براي بندگان خدا، كه آنها در هنگام مواجه با حوادث گوناگون به وي پناه برده و به عنوان پناهگاهي چاره ساز و آرام بخش از وجود امام منتفع مي گردند و به تلاش و كوشش خويش در راستاي نيل به اهداف الهي خويش حركت مي كنند.

 

سخن آخر.

و اينك بر ماست كه در اين دنياي وا نفسا ، كه در لحظه لحظه آن، راههاي گمراهي بسيار در مسير حركت انسان فريفته شده به جهالتهاي دانش نما قرار دارد ، خود را در قلعه و حصار محكم خداوندـ امامت و ولايت ائمه هدي و امام زمان عليهم السلام كه شيطان را در آن راهي نيست- قرار دهيم ، و با تمسك به اين حبل محكم الهي و ثبات قدم در اعتقاد به امامت حضرتش و دعا براي سلامتي و تعجيل فرجش از خداوند توفيق درك حضور و خدمتگذاري خالصانه به حضرتش را طلب كنيم.

اميد است با انجام اعمال نيك و رعايت تقوا ، ارتباط معنوي خود را با آن يار سفر كرده ، هر چه بيشتر سازيم و با اهتمام بيشتر در جهت آشنا ساختن خود و ديگران با آن پدر مهربان و غريب ، موجبات خشنودي آن حضرت ـ كه خشنودي و رضايت خداوند نيز در خشنودي و رضايت اوست ـ  فراهم آوريم ، و زمينه ظهور عدالت گسترش را در زمين مهيا سازيم .

       « به اميد آن روز »

« اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه »

 

[ Home ] [ Feedback ] [ Contents ] [ Search ]

Copyright © 2001 Amuzesh
Hosted By Ru Servers Co.